یادداشت؛
سنندج شهری که حاشیههایش دیده نمیشوند
حاشیهنشینی در سنندج دیگر یک پدیده پنهان نیست، اما همچنان در حاشیه سیاستگذاریها قرار دارد؛ مسئلهای اجتماعی که بیتوجهی به آن، آینده شهر را با بحرانهای عمیقتری روبهرو خواهد کرد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «کردتودی»،سنندج بهعنوان مرکز استان کردستان طی سالهای اخیر با رشد شتابان جمعیت و گسترش کالبدی نامتوازن مواجه بوده است؛ رشدی که بیش از آنکه نتیجه توسعه پایدار باشد، حاصل مهاجرتهای ناخواسته، فقر ساختاری و نبود فرصتهای برابر در مناطق پیرامونی است، نتیجه این روند شکلگیری و گسترش سکونتگاههای غیررسمی در حاشیه شهر است؛ مناطقی که اگرچه بخشی از واقعیت شهری سنندجاند، اما در برنامهریزیها کمتر دیده میشوند.
حاشیهنشینی در سنندج تنها مسئلهای کالبدی یا عمرانی نیست؛ این پدیده ریشه در نابرابریهای اقتصادی، بیکاری، ضعف زیرساختهای روستایی و تمرکز امکانات در مرکز شهر دارد.
بسیاری از ساکنان محلات حاشیهای نه با انتخاب، بلکه از سر ناچاری به این مناطق رانده شدهاند؛ مردمی که برای دسترسی به حداقلهای زندگی، از زادگاه خود کوچ کردهاند اما در شهر نیز به حاشیه رانده شدهاند.
یکی از مهمترین چالشهای سکونتگاههای غیررسمی در سنندج کمبود خدمات شهری است،دسترسی محدود به شبکه فاضلاب، معابر استاندارد، فضای سبز، مراکز فرهنگی و ورزشی، این محلات را به فضاهایی کمکیفیت برای زیست تبدیل کرده است. در بسیاری از این مناطق، خدمات آموزشی و بهداشتی نیز پاسخگوی جمعیت ساکن نیست و همین مسئله، چرخه فقر و نابرابری را بازتولید میکند.
نبود امنیت شغلی و فرصتهای پایدار اقتصادی، معضل دیگری است که ساکنان حاشیه شهر با آن دستوپنجه نرم میکنند، اشتغالهای غیررسمی، موقت و کمدرآمد، بخش عمدهای از اقتصاد این مناطق را تشکیل میدهد؛ وضعیتی که خانوادهها را در برابر کوچکترین نوسانات اقتصادی آسیبپذیر میکند. این ناامنی معیشتی، بهطور مستقیم بر سلامت روانی، تحصیل کودکان و انسجام اجتماعی تأثیر میگذارد.
از منظر اجتماعی، حاشیهنشینی بستر بروز آسیبهایی چون ترک تحصیل، کار کودک، اعتیاد و افزایش احساس طردشدگی است، وقتی ساکنان یک محله احساس کنند که دیده نمیشوند و سهمی از امکانات شهر ندارند، سرمایه اجتماعی بهتدریج فرسوده میشود. این فرسایش، نهتنها ساکنان حاشیه، بلکه کل شهر را متأثر میکند؛ چرا که هیچ شهری با شکافهای عمیق اجتماعی، پایدار نخواهد بود.
مسئله نگرانکنندهتر، نگاه مقطعی و بعضاً امنیتی به پدیده حاشیهنشینی است. در بسیاری از موارد، مداخلات تنها زمانی صورت میگیرد که بحران بروز کرده است؛ در حالی که حل این معضل، نیازمند رویکردی پیشگیرانه، اجتماعی و مشارکتمحور است. ساماندهی کالبدی بدون توجه به توانمندسازی اقتصادی و اجتماعی ساکنان، راهحلی ناقص و کوتاهمدت خواهد بود.
سنندج برای عبور از بحران حاشیهنشینی به برنامهای جامع و میانبخشی نیاز دارد؛ برنامهای که توسعه متوازن شهری، تقویت زیرساختهای روستایی برای کاهش مهاجرت، ایجاد اشتغال پایدار و مشارکت فعال ساکنان محلات حاشیهای را در اولویت قرار دهد. تجربه شهرهای مختلف نشان میدهد که نادیده گرفتن حاشیهها، تنها به بزرگتر شدن مسئله منجر میشود.
حاشیهنشینی در سنندج، زنگ خطری است که سالهاست به صدا درآمده، اما گوش شنوای کافی نیافته است. اگر امروز برای این بخش از شهر چارهاندیشی نشود، فردا هزینههای اجتماعی و اقتصادی آن بهمراتب سنگینتر خواهد بود. سنندج، تنها زمانی میتواند شهری یکپارچه و قابل زیست باشد که حاشیههایش را به متن بازگرداند، نه آنکه آنها را پشت دیوار بیتوجهی پنهان کند.
یادداشت طاهره جلوخانی فعال رسانه
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!